اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه هصداي وق وق اين سگ لعنتي را خفه كنيد
آزارم ميدهد
آرامشم را گرفته
چه مي خواهد؟؟؟
چرا آرام نمي شود؟؟؟
كسي نيست حرفش را بفهمد؟؟؟
حالم از صدايش بهم مي خورد
چشمان سياهش من را مي ترساند
اما هيچوقت چشمانش به كسي نگاه نمي كند
او در وق وق هاي شبانه اش به دنبال چيست؟؟؟
هر كس از ترحم سرش را نوازش مي كند
كودكي جلوي او نان خشكي مي اندازد
او متنفر از دوست داشتن است
غلاده اي ندارد
او سگ ولگرد است
برچسب:
نویسنده: ستایش فراهانی