خرید بک لینک
تو درد می کشی از من،
من مرد می شوم از تو،
کرم ها در بدنمان رشد می کنند،
چند دستمال خونی زیر تخت،
من هم پدر خواهم شد.
فرزندمان به دنیا خواهد رفت،
سیاهی در بدن سفیدش،
اسلحه دستش خواهند داد،
و می گویند به برف ها شلیک کن!
چه تراژدی غمناکی،
در انتظار اوست،
با کاندوم پاره،
و فرار مردی در جوی.
ما درد خواهیم بود،
به دشمنان فرضی در تلویزیون،
به مرگ در یخچال،
که خنک شده و باید نوش.
به سلامتی و طن،
به سلامتی مادرت،
سلامتی مردی که در تو ارضا خواهد شد.
ما فراموش خواهیم شد،
در ذره های خاک کهنه،
و فردا از مولکول های تن من،
کرمی متولد خواهد شد،
که نمی رقصد،
حرف نمی زند،
و روی خاک،
به دنبال ذره های پستان تو می گردد.
.
.
پی نوشت:در میان بوی موهایت،بوی اونیفرم های سبز و عرق و چرک و خون و جوراب های مسجدی می آید،پس حق بده که سهم تو از نوشته هایم،اعتراض به زنان باکره باشد.
.
.
پی نوشت تر:بی مخاطب نوشت،با گیجی ای که بین عشق به مادر وطن و عشق به مادر و طن تو گیر کرده.
.

برچسب: تو درد میکشی و من,وقتی تو درد میکشی,یکی تو درد میخوابه,تو بجای منم داری درد میکشی,بی تو درد میکشم, نویسنده: ستایش فراهانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 19:53

صفحه بندی